گردون سرشت

لغت نامه دهخدا

گردون سرشت. [ گ َ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) کنایه از مردم صاحب عجب و تکبر و با وقار و تمکین. ( برهان ) ( آنندراج ). متوقر. ( انجمن آرا ). || کاهل. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). || ناموافق. ( برهان ) ( آنندراج ). || خون ریز. ( انجمن آرا ). || دون نواز. ( انجمن آرا ) ( فرهنگ رشیدی ).

فرهنگ فارسی

۱ - باوقار موقر باتمکین. ۲ - متکبر خودپسند. ۳ - ناموافق. ۴ - دون نواز.

جمله سازی با گردون سرشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من که صائب تا به گردن در گل تن مانده ام زین چه حاصل کز ازل گردون سرشت افتاده ام

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز