لغت نامه دهخدا
گردش دادن. [ گ َ دِ دَ ] ( مص مرکب ) گرداندن چیزی یا کسی را. به حرکت درآوردن چیزی را بحالت دورانی.
گردش دادن. [ گ َ دِ دَ ] ( مص مرکب ) گرداندن چیزی یا کسی را. به حرکت درآوردن چیزی را بحالت دورانی.
( مصدر ) گرداندن کسی یا چیزی را بحرکت در آوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلاصه داستان فیلم : وکیلی آمریکایی به نام «هنری هرست» به پلیس خبر میدهد که موقع گردش دادن سگش، جسد دختری ۱۲ ساله را کشف کردهاست. اما بازرسان پلیس به این نتیجه میرسند که «هرست» برخلاف ادعایش نقشی در این ماجرا داشته و …