کلول

لغت نامه دهخدا

کلول. [ ک ُ ] ( ع مص ) کندگردیدن بینایی و شمشیر و زبان و غیر آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). کند شدن بینایی و شمشیر. کل. کلال. کلالة. کلولة. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به کَل شود.
کلول. [ ک ُ ] ( ع اِ ) ج ِ کَل. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). و رجوع به کل شود.

فرهنگ عمید

۱. کند شدن.
۲. خسته شدن.
=خلر

فرهنگ فارسی

جمع کل

جمله سازی با کلول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی در این راه بسیار مورد تمسخر قرار گرفته و آزارها بسیاری نیز دیده است. عمر کلول به تازگی از رهبری این حزب دست کشید.

💡 با تلاش عمر کلول و در آوریل سال ۲۰۱۲، برای قدردانی از تلاش‌های خرها در مبارزه کردها علیه رژیم عربی سوسیالیستی بعث صدام حسین، شهرداری سلیمانیه دو مجسمه خر را در پارک‌های اصلی شهر قرار داد که در ۲۴ام همان ماه خبر حمله به یکی از مجسمه‌های برنز نیز منتشر شد.

کلمه یعنی چه؟
کلمه یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
تیفوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز