کاوش گسترده
مترادفها
جستجوی وسیع، بررسی مفصل
فرهنگستان زبان و ادب
{lateral excavation, extensive excavation} [باستان شناسی] کاوش یا گشودن بخش های بزرگی در حفاری شامل سازه ها و معماری های لایه های زیرین و به نمایش گذاشتن آنها
ویکی واژه
کاوش یا گشودن بخشهای بزرگی در حفاری شامل سازهها و معماریهای لایههای زیرین و به نمایش گذاشتن آنها.
جمله سازی با کاوش گسترده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پس از کشف تل ابوچیزان، پروژه پیش از تاریخ شوشتر برآن شد تا تل ابوچیزان را دقیق تر بشناسد. برای همین امر یک فصل گمانه زنی به منظور لایه نگاری، یک فصل بررسی فشرده بر روی محوطه و یک فصل کاوش گسترده در محوطه به سرپرستی عباس مقدم انجام شد.
💡 تیمهای تحقیقاتی با انجام یک کاوش گسترده در اعماق اقیانوس، توانستند گونههای جدیدی از موجودات دریایی را کشف و شناسایی کنند.
💡 شرکتهای بزرگ فناوری با انجام کاوش گسترده در دادههای بزرگ، تلاش میکنند الگوهای رفتاری مشتریان خود را بهتر درک و تحلیل کنند.
💡 با انجام یک کاوش گسترده در تاریخ باستان، باستانشناسان به آثار بسیار ارزشمندی دست یافتند که دیدگاه ما را تغییر داد.