لغت نامه دهخدا
چرچن. [ چ ِ چ َ ] ( اِخ ) شهری بجنوب کاشغر در مغرب ختن: در الغورستان شهریست [ بنام ] چرچن آنجا عظیم نیکو [ عناب ] بود. ( فلاحتنامه ).
چرچن. [ چ ِ چ َ ] ( اِخ ) شهری بجنوب کاشغر در مغرب ختن: در الغورستان شهریست [ بنام ] چرچن آنجا عظیم نیکو [ عناب ] بود. ( فلاحتنامه ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در مومیایی ارومچی که میتوان قدمت آن را به سده هشتم پیش از میلاد نسبت داد باستانشناس الیزابت ویلند باربر توصیف میکند که جسد مرد چرچن که از دخمههایی در کوههای آسیا کشف شده در منسوجاتی با بالاپوشی از پارچهای با بافت جناغی و شلواری از تارتان پیچیده شده بود.