چرم گوزن

لغت نامه دهخدا

چرم گوزن. [ چ َ م ِ گ َ وَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از زه کمان. ( آنندراج ). مرادف چرم کمان و چرم گور. ( از آنندراج ). چله و زه کمان. چرم کمان:
بمالید چاچی کمان را بدست
بچرم گوزن اندرآورد شست.فردوسی.در دست شیرمردان هر ساعتی بپای
چرم گوزن را بکشد تنگ استوار
چو پای را بچرم گوزن اندر آورد
از بیم چون گوزن شود شیر مرغزار.امیرمعزی ( در تعریف شیر، از آنندراج ).رجوع به چرم کمان و چرم گور شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از زه کمان. چرم کمان

جمله سازی با چرم گوزن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز چرم گوزن ملمع هزار همه رنگ و بیرنگ او پر نگار

💡 چو چرم گوزن آمدیشان به شست روان گوزن آمدیشان به دست

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
ضمیمه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز