چرم گاو

لغت نامه دهخدا

چرم گاو. [ چ َ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پوست گاو. انبانی از پوست گاو. جلد گاو:
چنان بد که هر سال یک چرم گاو
ز کابل همی خواستی باژ و ساو.فردوسی.ز دینار پرکرده ده چرم گاو
سه ساله فرستاده شد باژ و ساو.فردوسی.رجوع به چرم شود. || کنایه از تازیانه باشد. ( آنندراج ). تازیانه ای که دم گاو نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). دم گاو. دنب گاو. نوعی تازیانه.

فرهنگ فارسی

کنایه از تازیانه باشد. یا پوست گاو.

جمله سازی با چرم گاو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زدینار پر کرده سی چرم گاو به ایران دهند از در باژ و ساو

💡 ز دینار پر کرده ده چرم گاو سه ساله فرستاده شد باژ و ساو

💡 تا بشارت زند به فتح تومهر گشته بر کوس چرم گاو سپهر

💡 چنان بد که هر سال یک چرم گاو ز کابل همی خواستی باژ و ساو

💡 که هر سال بدهد ز پر چرم گاو همه زر سرخ از پی باج و ساو

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
باجی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز