چرم شیر
لغت نامه دهخدا
چرم شیر. [ چ َ م ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از تازیانه باشد. ( برهان ) ( آنندراج ). تازیانه. ( ناظم الاطباء ). || دوال. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
کنایه از تازیانه باشد تازیانه.
جمله سازی با چرم شیر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به تن جامه از چرم شیر و پلنگ کشیده ز دریای بیبن نهنگ
💡 یکی جامه فرمود از چرم شیر بدوزند از بهر زنجان دلیر
💡 گرفت آن خم خام از زور دست همه چرم شیر و پلنگان گسست
💡 زهی بر کمانش بر از چرم شیر یکی تیر و پیکان او ده ستیر
💡 به دریای مغرب نهنگام خورم همه چرم شیر و پلنگان خورم
💡 در افسانههای باستانی، استفاده از چرم شیر برای پوشیدن لباسهای جنگی، نشانهای از قدرت، شجاعت و تسلط بر حیوانات درنده و وحشی بود.
💡 برخلاف تصور عمومی، تهیه چرم شیر در دنیای مدرن به دلیل قوانین سختگیرانه حفاظت از حیات وحش، تقریباً غیرممکن و غیرقانونی محسوب میشود.
💡 داستانهای قدیمی حکایت از آن میکنند که قهرمانان بزرگ برای نمایش هیبت خود، گاهی از چرم شیر به عنوان بخشی از پوشش خود استفاده میکردند.