چرخست

لغت نامه دهخدا

چرخست. [ چ َ خ ُ / خ َ ] ( اِ ) چرخی باشد که بدان شیره انگور و نیشکر گیرند. ( برهان ). منگنه و چرخی که بدان شیره انگورو نیشکر گیرند. ( ناظم الاطباء ). || حوضی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا شیره آن برآید.( برهان ) ( ناظم الاطباء ). رجوع به چرخ و چرخشت شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱- چرخی که در آن انگور گیرند. ۲- حوضی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا شیر. آن بر آید. ۳- آلتی که در آن انگور ریزند و با منگنه شیر. آن را گیرند.
چرخی باشد که بدان شیره انگور و نیشکر گیرند ٠ یا حوضی که در آن انگور بریزند و لگد کنند تا شیره آبر آید ٠

جمله سازی با چرخست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اوست همچو نمر کز و چرخست همچو ندایره لابد از مرکز پذیرد دایره هر چنبری

💡 دود آه تیره روزان آسمان تازه ایست آفتش هم کمتر از چرخست چون بی اخترست

💡 بدور نقطه دل چنبریم دایره وار بدان احاطه که چرخست زیر چنبر ما

💡 چو جانرا آسیای شوق در چرخست از وصلت بده آبی که در افلاک آتش زد اثیر دل

💡 فعل او چرخست پنداری و آثارش نجوم عزم او دهرست پنداری و کردارش زمان

💡 در گوش او ز گوهر چرخست گوشوار بر فرق او ز مشک سیاهست طیلسان

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز