«چرختاب» واژهای ادبی و استعاری در زبان فارسی است که به هر آنچه در چرخ، یعنی آسمان، میتابد گفته میشود. این اصطلاح بیشتر برای اجرام نورانی آسمان مانند ماه، خورشید و ستارگان به کار میرود. در متون شعری، «چرختاب» کنایه از اختران درخشان و روشناییبخش آسمان شب است. واژه «چرخ» در ادبیات فارسی به معنای آسمان و «تاب» به معنای درخشیدن و نور افشاندن است. بنابراین «چرختاب» به معنای تابنده در آسمان یا روشنکننده فضای بلند آسمانی است. شاعران از این واژه برای توصیف زیبایی ماه و ستارگان و جلوه نور آنها بهره بردهاند. این اصطلاح بار تصویری و هنری دارد و به روشنایی و شکوه آسمان اشاره میکند. گاهی نیز به صورت نمادین برای انسانهای بزرگ یا چهرههای درخشان به کار رفته است. در ادبیات عرفانی، «چرختاب» میتواند نمادی از نور الهی یا حقیقت روشن باشد.
چرخ تاب
لغت نامه دهخدا
چرخ تاب. [چ َ ] ( نف مرکب ) مرادف آسمان تاب. ( آنندراج ). تابنده ٔبر چرخ. کنایه از ماه و اختران تابناک:
بروز مردی او کیست شه سوار فلک
غزاله نام زنی چرختاب و چرخ نشین.سلمان ساوجی.گر ماه چرخ تاب گشاید نقاب را
خواهد نشاند در پس چرخ آفتاب را.سیفی ( از آنندراج ).|| مجازاً بمعنی زیبارخان و ماهرویان. || آنکه ابریشم را بر چرخ تاب دهد برای باریک و دراز شدن. ( آنندراج ). کسی که ابریشم را بر چرخ تاب دهد.
فرهنگ فارسی
کنایه از ماه و اختران تابناک مجازا به معنی زیبارخان و ماهرویان ٠
جمله سازی با چرخ تاب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جام جهان نمای دلش، صیقل بقاست زو، لمعه ئی بآینه چرخ تاب ده
💡 سنانت چو با چرخ تاب آورد خلل در رخ آفتاب آورد