چرب چرب

مترادف‌ها

چرب، لزج، روغنی

متضادها

خشک

لغت نامه دهخدا

چرب چرب. [ چ َ چ َ ] ( ق مرکب ) کنایه از لطف گفتار و نازکی رفتار. کنایه از رفتار و گفتاری نرم و فریبنده،بطور مهربانی و چاپلوسی در اظهار محبت:
اندرآمد مرد با زن چرب چرب
گنده پیر از خانه بیرون شد به ترب.رودکی.

فرهنگ فارسی

کنایه از لطف گفتار و نازکی گفتار به طور مهربانی و چاپلوسی در اظهار محبت.

جمله سازی با چرب چرب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اندر آمد مرد با زن چرب چرب گنده پیر از خانه بیرون شد به ترب

💡 این نوع غذاهای خیابانی که بسیار چرب چرب هستند، اگرچه طعم لذیذی دارند، اما مصرف مداوم آن‌ها می‌تواند برای سلامتی مضر باشد.

💡 پس از خوردن یک وعده غذایی بسیار چرب چرب، احساس سنگینی در معده و بی‌حالی شدیدی به فرد دست می‌دهد که نیاز به استراحت دارد.

💡 او سعی کرد سطح میز را با یک پارچه تمیز پاک کند، زیرا غذا به دلیل حالت چرب چرب آن روی میز ریخته بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران