چراغ کاروان

لغت نامه دهخدا

چراغ کاروان. [ چ َ / چ ِ غ ِ کارْ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) چراغی باشد که کاروانان بر چوبی بلند برافروزند تا واماندگان و مترددان بروشنائی آن بمأوای خود برسند بآسانی. ( آنندراج ):
باشد از پروانه امرش درین خلوتسرای
سالکان را خضر پیغمبر چراغ کاروان.اثر ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

چراغی باشد که کاروانان بر چوبی بلند بر افروزند تا واماندگان و مترددان بروشنائی آن بماوای خود برسند باسانی.

جمله سازی با چراغ کاروان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دست سایلان آوازه احسان عصا گردد چراغ کاروان غارتگران را رهنما گردد

💡 از آن کوتاه دست شبروان است که شمع او چراغ کاروان است

داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز