چال کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) چاله کردن. گودال کردن. گود گردن. گود کردن زمین و مانند آن. || دفن کردن. بخاک سپردن. در زیر خاک نهفتن چیزی را؛ چنانکه گردویی را برای روئیدن یا لاشه مرده ای را برای پراکنده نشدن بوی گند آن. جسد آدمی را در گور نهادن. در زیر خاک کردن.
(کَ دَ ) (مص ل. ) ۱ - گودال درست کردن. ۲ - زیر خاک کردن، دفن کردن.
( مصدر ) ۱- گود کردن عمیق کردن. ۲- چیزی را زیر خاک کردن دفن کردن.
گودال درست کردن.
زیر خاک کردن، دفن کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حدود یک کیلومتری شمال شرق جوستان مکانی به مساحت ۴۵ در ۷۰ متر وجود دارد که مردم آن جا را پوله چال (محل چال کردن پول) مینامند.
💡 دفن زباله در چاله یکی از مشکلات رو به رشد است، اگرچه هر چه پیشتر میرویم زمین برای چال کردن زباله کمتر پیدا میشود زباله رو به فزونی مینهد. از این رو تفکیک زباله نه تنها از نظر زیستمحیطی اهمیت دارد بلکه از نظر اقتصادی نیز دارای اهمیت است.