لغت نامه دهخدا
پرمی. [ ] ( اِخ ) نام محلی در کنار راه سلطان آباد و ملایر میان قلعه نو و زنگنه سفلی در 352600 گزی طهران.
پرمی. [ پ ُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) پر از باده. || ( اِ مرکب ) نوعی از انگور باشد. ( برهان ).
پرمی. [ ] ( اِخ ) نام محلی در کنار راه سلطان آباد و ملایر میان قلعه نو و زنگنه سفلی در 352600 گزی طهران.
پرمی. [ پ ُ م َ / م ِ ] ( ص مرکب ) پر از باده. || ( اِ مرکب ) نوعی از انگور باشد. ( برهان ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با آلیاژسازی، اتم های ناخالصی که به ماده افزوده میشود. چگالی ناخالصی ها که بسیار کمتر از ماده اصلی است، فضای زیرین نابجایی لبهای را پر می کنند و با
💡 چالش های غیررسمی بستر های نرمافزاری، از جمله گودال های بی انتها، دشمنان و سنبله ها، فاصله بین سوالات آموزشی را پر می کند.
💡 گشت مشگین بوستان و گشت رنگین گلستان گشت پر قیر آسمان و گشت پر می آبگیر
💡 برگ را چون میوه های پخته می ریزد به خاک پای خواب آلود را پر می کند فصل خزان
💡 سیب خانقاه عمدتاً از نژاد سیب زرد لبنانی و سیب قرمز پنج پر می باشد و به دلیل شرایط آب و هوایی این منطقه، از سفتی و ماندگاری بالاتری نسبت به سایر مناطق برخوردار است.
💡 این ز همت خالی و آن از طبع پر می شود دست عالی زین سبب بهتر ز دست سافل است