لغت نامه دهخدا
پایدار بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مقاومت کردن:
من باری ار به هجو فتم خیزم
تو پایدار باش که تا نفتی.سوزنی.
پایدار بودن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مقاومت کردن:
من باری ار به هجو فتم خیزم
تو پایدار باش که تا نفتی.سوزنی.
مقاومت کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کامپوزیتهای سبز به عنوان یک ترکیب زیستی ترکیب شده با الیاف طبیعی با رزینهای قابل تجزیه هستند.به آنها ترکیبات سبز گفته میشود بهطور عمده به دلیل خواص تجزیه پذیر و پایدار بودن آنها که میتواند به راحتی بدون آسیب رساندن به محیط زیست مورد استفاده قرار گیرن. به دلیل دوام آن، کامپوزیتهای سبز عمدتاً برای افزایش چرخه زندگی محصولات با عمر کوتاه استفاده میشوند..