نغمه پرداز. [ ن َ م َ / م ِ پ َ ] ( نف مرکب ) نغمه زن. نعمه ساز. نغمه سرای. نغمه کش. سراینده. مغنی. مطرب. سرودگوی. ترانه زن. آوازخوان. ( ناظم الاطباء ): نواسازان چمن املاء و نغمه پردازان گلشن انشاء. ( حبیب السیر ص 123 ).
- نغمه پرداز شدن؛ آواز خواندن:
مغنی چنان نغمه پرداز شد
که پیراهنش پرده ساز شد.ملاطغرا ( از آنندراج ).|| موسیقی دان. ( یادداشت مؤلف ).
۱. آهنگ ساز.
۲. سرودگو، آواز خوان.
(صفت ) آنکه نغمه سازد و سراید مغنی سرود گوی: نغمه پردازان بزم دلگشایی و معرکه آرایان مضمار سخن سرایی...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عنادل زان جلاجل نغمه پرداز درین فیروزه کاخ افکنده آواز
💡 به یکسو حوریان نغمه پرداز به گل رویی لب ش ان بلبل آواز
💡 نه این خنیاگران نغمه پرداز زند ناهید چنگی زخمه ساز
💡 چو رود می گساران نغمه پرداز چو موسیقار امواجش خوش آواز
💡 چنین زد نغمه پرداز حکایت نمک با زخمه بر تار روایت
💡 اندرین عرصه گمرهی از هوش نغمه پرداز گشته ای کو گوش؟