نارسیدن

لغت نامه دهخدا

نارسیدن. [ رَ دَ ] ( مص منفی ) نرسیدن. مقابل رسیدن. رجوع به رسیدن شود:
بر نارسیدن از چه وچند و چون
عارست نورسیده برنا را.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

نرسیدن مقابل رسیدن.

جمله سازی با نارسیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لذت درد طلب بیشتر از مطلوب است نارسیدن به مطالب ز رسیدن به بود

💡 مقصد سعی ترددها همین واماندگیست هرکه هرجا می رسد تا نارسیدن می‌رسد

💡 می دهد سعی طلب عرض سراغ منزلم نادویدنها ز درد نارسیدن داغ شد

💡 بگو که رفتم و قسمت نشد که دریابم که نارسیدن سالک نشان بی طلبیست

💡 مرا به بیکسی اشک‌گریه می‌آید که در پی تو، به امید نارسیدن رفت

💡 دانه‌ای من در زمین نارسیدن کشته‌ام عمرها شد پای خواب آلودهٔ این دامنم

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
هول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز