نارسیدن

مترادف‌ها

دیر رسیدن، بازماندن

متضادها

رسیدن

لغت نامه دهخدا

نارسیدن. [ رَ دَ ] ( مص منفی ) نرسیدن. مقابل رسیدن. رجوع به رسیدن شود:
بر نارسیدن از چه وچند و چون
عارست نورسیده برنا را.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

نرسیدن مقابل رسیدن.

جمله سازی با نارسیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لذت درد طلب بیشتر از مطلوب است نارسیدن به مطالب ز رسیدن به بود

💡 مقصد سعی ترددها همین واماندگیست هرکه هرجا می رسد تا نارسیدن می‌رسد

💡 می دهد سعی طلب عرض سراغ منزلم نادویدنها ز درد نارسیدن داغ شد

💡 بگو که رفتم و قسمت نشد که دریابم که نارسیدن سالک نشان بی طلبیست

💡 مرا به بیکسی اشک‌گریه می‌آید که در پی تو، به امید نارسیدن رفت

💡 دانه‌ای من در زمین نارسیدن کشته‌ام عمرها شد پای خواب آلودهٔ این دامنم

💡 نارسیدن به موقع به مقصد به دلیل بارش بسیار شدید برف، باعث شد که تمام برنامه‌های سفر ما به کلی تغییر و متوقف شود.

💡 علت اصلی شکست این پروژه، نارسیدن تیم فنی به توافق نهایی با مشتری قبل از تعیین ضرب‌الاجل نهایی برای تحویل کار بود.

💡 نارسیدن اطلاعات دقیق و به‌روز به مدیریت باعث شد که تصمیمات بسیار اشتباهی در مورد بودجه سال آینده شرکت گرفته شود.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران