لغت نامه دهخدا
چاه بابل. [ هَِ ب ِ / ب ُ ] ( اِخ ) چاهی در بابل که هاروت و ماروت در آن محبوس اند. ( آنندراج ). چاهی در بابل که دو ملک هاروت و ماروت در آن حبس میباشند. ( ناظم الاطباء ). چاهی که در آن هاروت و ماروت محبوسند. ( فرهنگ نظام ).
چاه بابل. [ هَِ ب ِ / ب ُ ] ( اِخ ) چاهی در بابل که هاروت و ماروت در آن محبوس اند. ( آنندراج ). چاهی در بابل که دو ملک هاروت و ماروت در آن حبس میباشند. ( ناظم الاطباء ). چاهی که در آن هاروت و ماروت محبوسند. ( فرهنگ نظام ).
چاهی است در بابل که هاروت و ماروت در آن حبس میباشند.
💡 ار آسمان بزمین آمدست چون هاروت گناه کرده ودر چاه بابل افتاده
💡 از چشم توست جانا پرسحر چاه بابل سحری بکن حلالی در چاه بابلم نه
💡 چشمت به جادوی بدل چاه بابل است زلفت به کافری عوض حصن خیبر است
💡 از عکس گونه هایت در تاب ماه نخشت وز سحر چشمهایت بی آب چاه بابل
💡 گه بر افرازد علم از حدّ شهرستان لوط گه بسوی چاه بابل باشدش عزم سفر
💡 ملک که بود که افتاد در چه بابل چه سحرهاست در این قعر چاه بابل ما