لغت نامه دهخدا
چاره بردار. [ رَ / رِ ب َ ] ( نف مرکب ) چاره پذیر. علاج پذیر. قابل علاج. و رجوع به چاره پذیر شود.
چاره بردار. [ رَ / رِ ب َ ] ( نف مرکب ) چاره پذیر. علاج پذیر. قابل علاج. و رجوع به چاره پذیر شود.
۱. چاره پذیر.
۲. قابل علاج.
چاره پذیر. علاج پذیر. قابل علاج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مکن چاره بردار از راه سنگ که آخر تو را جاست در گور تنگ