لغت نامه دهخدا
تهمت بردن. [ ت ُ م َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) گمان بد بردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): بر وی هیچ تهمت مبر و میل از شک بسوی تیقن کن. ( تاریخ بخارا، یادداشت ایضاً ). رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.
تهمت بردن. [ ت ُ م َ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) گمان بد بردن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): بر وی هیچ تهمت مبر و میل از شک بسوی تیقن کن. ( تاریخ بخارا، یادداشت ایضاً ). رجوع به تهمت و دیگر ترکیبهای آن شود.
گمان بد بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر دلت در سینه گم شد بر کسی تهمت مبند بردن دل کار آن دلدار عیار است و بس
💡 و كوتاه سخن اينكه، تو آن خدايى كه رحمتت همواره بر غضبت پيشى دارد، و سنت تو چنيننيست كه در عقاب بدكاران از بندگانت عجله كنى، و يا آنان را بخاطر نفهمى هاى عده اىسفيه و نادان عقاب نمايى، تو آن خدايى هستى كه مرا به سوى قومم مبعوث فرمودى، وبه من وعده دادى كه در پيش بردن دعوتم ياريم كنى، و هلاكت اين عده فعلا براى منصلاح نيست و باعث تهمت بر من است:
💡 در جریان مناظره، نامزدهای پوششی به همراه نامزد اصلی، ۲۹ بار با بردن اسم بنده به من تهمت زدند. با توجه به اینکه به رقیب اصلی بنده ۵ دقیقه فرصت اضافی داده شد، بنابر محاسبات انجام شده باید ۲۰ دقیقه فرصت اضافی برای پاسخگویی به بنده هم اختصاص یابد.