لغت نامه دهخدا
وپس. [ وَ پ َ ] ( اِ ) مانند و مثل و مشابه. ( ناظم الاطباء ).
وپس. [ وَ پ َ ] ( اِ ) مانند و مثل و مشابه. ( ناظم الاطباء ).
مانند و مثل و مشابه
💡 هر روز بامداد نهم رخ به درگهت یک دل پر از امید وپس آنگه شبانه هیچ
💡 تپش خلق پیش وپس نه زعشق است نی هوس شررکاغذ است و بس تو هم اندک نظرگشا
💡 آنک از صد دست بودش جامه در تن این زمان دستها بر پیش وپس دارد زخجلت چون چنار
💡 ز ساز قافله ما که ما و من جرس استش بجز غبار عدم نیست آنچه پیش وپس استش
💡 میتاز چندیپیش وپس تا آنکهگردی بینفس چوناره باید ریختندرکشمکش دندانهات