هم سخن

لغت نامه دهخدا

هم سخن. [ هََ س َ خ ُ / س ُ خ ُ / خ َ ] ( ص مرکب ) هریک از دو تن که با یکدیگر سخن گویند. کلیم:
چه نیکبخت کسانی که با تو هم سخن اند
مرا نه زَهره گفت و نه صبر خاموشی.سعدی. || متفق. موافق. هم عقیده:
همه نامداران بر این هم سخن
که نعمان و مندز فگندند بن.فردوسی.به پاسخ شدند انجمن هم سخن
که داننده ای هست ایدر کهن.فردوسی.خصم نگردد به زرق هم سخن من از آنک
همدم بلبل نشد بوالعجب از گندنا.خاقانی ( دیوان چ سجادی ص 39 ).

فرهنگ عمید

متفق در سخن و گفتگو، هم صحبت، هم کلام، هم زبان، هم آواز.

جمله سازی با هم سخن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 «فَأَجْمِعُوا کَیْدَکُمْ» هم سخن و همدل و هم آهنگ باشید در ساز خویش.

💡 خوبان بعاشقان سخن خوش نمی کنند ور هم سخن کنند کجا می توان شنید

💡 طنز کنی کای اثیر هم سخن آورده ئی بیش تو شرمی مدار کاین سخنت با من است

💡 سیری ز خوان چرخ‌کسی را به‌کام نیست دارد هلال هم سخن از حرف نان به لب

💡 هیچ از ایشان نشان و نام نماند هم سخن هم زبان و کام نماند

کیض یعنی چه؟
کیض یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
اندر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز