لغت نامه دهخدا
هاونی. [ وَ ] ( اوستایی، اِ ) هاونگاه. طرف صبح. رجوع به هاونگاه شود.
هاونی. [ وَ ] ( اوستایی، اِ ) هاونگاه. طرف صبح. رجوع به هاونگاه شود.
هاونگاه طرف صبح
اسم: هاونی (پسر) (اوستایی) (تلفظ: havni) (فارسی: هاونی) (انگلیسی: havni)
معنی: ایزد نگهبان بامداد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر توانی هاونی ساز از هلال خاصه بهر زعفرانسائی فرست
💡 نه مر باد در چنبری بایدی نه مر آب را هاونی سایدی
💡 فلک هم هاونی کحلی است کرده سرنگون گوئی که منع کحل سائی را نگون کردند این سانش
💡 هستند از قیاس چو فرسوده هاونی سر نی و بن همیشه ز سودن خرابشان