ناز پروردی
مترادفها
ناز کردن، لوس کردن
متضادها
سختگیری، بیمهری
لغت نامه دهخدا
نازپروردی. [ پ َ وَ ] ( حامص مرکب ) صفت و حالت نازپرورد.
فرهنگ فارسی
صفت و حالت ناز پرورد.
جمله سازی با ناز پروردی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یارب ای سرو سهی عاشق شوی اما دلت مبتلای عشق چون خود ناز پروردی مباد
💡 ملولی، زود سیری، نازنینی، ناز پروردی لطیفی همچو گل نازک ولی چون سرو خودرویی