واماند
مترادفها
عقب ماند، جا ماند، باز ماند
متضادها
رسید، پیش افتاد
لغت نامه دهخدا
واماند. ( اِمص مرکب ) بقا. قیام. || ( مص مرکب مرخم ) باقیماندن. ( غیاث اللغات از شرح اسکندرنامه ) ( آنندراج ).
جمله سازی با واماند
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حرص واماند از تردد راحت استقبالکرد پای خر در گل فرو شد گنج پنهان یافتم
💡 شوق تا از پر زدن واماند صبح نیستی است بینفس خاموش میگردم چراغ بسملم
💡 سر منزل دلدار کجا هست که واماند از دست غمش پای پر از آبله دل
💡 سوی آن خورشید تابانم ز بس گرم طلب سایه از من، چون رقم از خامه، واماند به جا
💡 پشه تخم است، به هرجا، ز دویدن واماند نفس از ضبط من و ماگهرآرای دل است
💡 در مسابقه دو سرعت، ورزشکاران با تمام توان میدویدند اما متاسفانه یکی از آنها در اواسط مسیر از شدت خستگی از بقیه واماند و متوقف شد.
💡 بسیاری از دانشآموزان به دلیل عدم توجه به مباحث پایه، در امتحانات نهایی از دروس اصلی ریاضی و فیزیک واماندند و نتوانستند نمره قبولی کسب کنند.
💡 تکنولوژیهای جدید به سرعت در حال پیشرفت هستند و اگر شرکتها همگام با این تغییرات حرکت نکنند، از رقابت در بازار جهانی کاملاً واماند خواهند شد.