هرزه گویی
مترادفها
لفاظی، بیهودهگویی
متضادها
سخن پاک، گفتار نیک، وقار، متانت
لغت نامه دهخدا
هرزه گویی. [ هََ زَ / زِ ] ( حامص مرکب ) پرگویی ویاوه گویی. ( ناظم الاطباء ). رجوع به هرزه درایی شود.
فرهنگ فارسی
عمل هرزه گو
جمله سازی با هرزه گویی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که ای دیوانه چندین هرزه گویی به تیغ من هلاک خود چه جویی
💡 خاموش دلا ز هرزه گویی میخور جگری به تازهرویی
💡 بخندید از آن هرزه گویی حکیم بدو گفت کای هرزه گوی سلیم
💡 غافلی از دور آن را می شنید خاطرش زان هرزه گویی می رمید
💡 چون یافت وقوف هرزه گویی بر قیس شکسته عیبجویی