نرم رو

لغت نامه دهخدا

نرم رو. [ ن َرْم ْ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) آهسته رو. مقابل گرم رو. ( آنندراج ):
در آب نرم رو منگربه خواری
که تند آید گه زنهارخواری.نظامی.چون ریگ روان نرم روان مانده نگردند
واماندگی راه نوردان ز شتاب است.صائب ( از آنندراج ).|| اسب راهوار و رام و دست آموز. ( ناظم الاطباء ). ستوری که صاف و همواررود و سوار خود را تکان ندهد و رنجه نسازد.

فرهنگ عمید

اسب راهوار.

فرهنگ فارسی

آهسته رو مقابل گرم رو

جمله سازی با نرم رو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش او رو ای نسیم نرم رو پیش او بنشین به رویش درنگر

💡 قوم با ضبط آشنا گرداندش نرم رو مثل صبا گرداندش

💡 ز گوی پیش چوگان تیز دوتر ز آب روی سبزه نرم رو تر

💡 تیزهوش و تیزبین و نرم موی و نرم رو خوش نشان و خوش عنان و راه دان و راهوار

اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
حسادت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز