نازور

لغت نامه دهخدا

نازور. ( ص مرکب ) کم زور. بی طاقت. ( آنندراج ). سست. ضعیف. کم زور. کم قوت. ( ناظم الاطباء ). بی زور. ناتوان. ضعیف و عاجز.

جمله سازی با نازور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 استانچیچا که عنوان نوازنده پیانو در کنسرت را داشت، بعدها استاد افسانه ای پیانو در آکادمی موسیقی زاگرب شد. او عضو آکادمی علوم و هنر یوگسلاوی و عضو متناظر آکادمی علوم و هنر صربستان بود. در سال ۱۹۶۰ او جایزه ولادیمیر نازور را به پاس یک عمر دستاورد موسیقی دریافت کرد.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز