نادوخته
مترادفها
نساخته، خام
لغت نامه دهخدا
نادوخته. [ ت َ / ت ِ ] ( ن مف مرکب ) پارچه ای که هنوز از آن لباس نساخته باشند. ( ناظم الاطباء ). ندوخته. دوخته نشده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پارچه ای که آنرا ندوخته و بصورت لباس در نیاورده باشند مقابل دوخته.
جمله سازی با نادوخته
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جامه نادوخته پوشد هم از روز نخست هر کسی کو را گرفت از هیبت تیغ تو تب
💡 سلبهای زربفت نادوخته سپرهای چون کوکب افروخته
💡 باران کمان کامکارت را نادوخته روزگار بارانی
💡 باران کمان کامگارت را نادوخته روزگار بارانی
💡 او مانند یک نادوخته در میدان جنگ قرار گرفته بود، در حالی که هیچ آمادگی لازم برای مواجهه با سختیها را نداشت.
💡 بسیاری از جوانان بدون داشتن دانش کافی و مانند نادوخته در بازار کار وارد میشوند و خیلی زود با شکستهای بزرگ مواجه میگردند.
💡 برخورد او با این مشکل جدید، مانند کسی بود که نادوخته است و هیچ تجربهای در حل مسائل پیچیده مدیریتی و اجرایی ندارد.