محظورات
محظورات که جمع مکسر محظوره است، در زبان عربی و فارسی به معنای اموری است که از حیث شرعی، عرفی یا قانونی ممنوع، ناروا و نامشروع تلقی میشوند. این اصطلاح طیف وسیعی از اعمال و رفتارها را در بر میگیرد که انجام دادن آنها مغایر با حدود و ضوابط تعیینشده از سوی شارع مقدس یا قانونگذار است. به عبارت دیگر، محظورات شامل آن دسته از افعالی است که ورود به آنها ممنوع بوده و برپادارندگان یک نظام اجتماعی یا دینی مکلف به پرهیز از آنها هستند. اهمیت این مفهوم در نظامهای حقوقی و اخلاقی مبتنی بر دین، از آن جهت است که چارچوبی برای حفظ نظم عمومی و سلامت جامعه ترسیم میکند.
یکی از برجستهترین جلوههای کاربرد این واژه، در قاعده مشهور فقهی الضرورات تبیح المحظورات نهفته است. این اصل به این معناست که در شرایط اضطرار شدید و هنگامی که بقای جان، سلامت یا حفظ یکی از ضروریات پنجگانه (دین، جان، عقل، نسل، و مال) به خطر افتاده باشد، ارتکاب پارهای از امور ممنوعه و محظورات برای دفع خطر، موقتاً جایز و حلال شمرده میشود. این قاعده، توازن ظریفی را میان حفظ اصول کلی شریعت و ملاحظات عملی و حیاتی انسانها برقرار میسازد و نشاندهنده انعطافپذیری نظامهای حقوقی مبتنی بر شریعت در مواجهه با تنگناهای زندگی است.
مترادفها
ممنوعیتها، چیزهای ممنوعه
متضادها
مباحات
لغت نامه دهخدا
محظورات. [ م َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ محظورة. چیزهای حرام و ناروا و غیرمشروع. یقال: الضرورات تبیح المحظورات. ( ناظم الاطباء ): راه تظاهر به خمر و زمر و محظورات شرع بربست. ( ترجمه تاریخ یمینی ). اگر همه درامور دولت محظورات لازم آمدی... ( عالم آرای عباسی ).
فرهنگ عمید
= محذورات
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع محظوره ( محظور ): اگر همه در امور دولت محظورات لازم آمدی روز تفقدی هر روز هفته انعام و احسانی دربار. ایشان بلاتوقف بظهر میاید.
جمله سازی با محظورات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فعل خیرات و ترک محظورات واندر این فعل ترک صبر و ثبات