گران خوابی

لغت نامه دهخدا

گران خوابی. [ گ ِ خوا / خا ] ( حامص مرکب ) گران خواب بودن. دیر بیدار شدن. سنگین خوابی: صداع بلغمی هفت نوع است: یکی گرانی سر و چشم. دوم کسلانی و دیرکاری. سیم خفتن و گران خوابی... ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

گران خسبی: و در شان گرجیان غافل که جز گران خوابی از بخت بهره ای نداشتند مصدوق. کریم. افامن اهل القری ان یاتیهم باسنابیاتا بظهور پیوست.

جمله سازی با گران خوابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تو و چشم سیه مستی که نتوان دید هشیارش من و بخت گران خوابی که نتوان کرد بیدارش

💡 رودت گر ز سر گران خوابی هر تغیّر که در صفت یابی

💡 زین چرخ دولابی تو را آمد گران خوابی تو را فریاد از این عمر سبک زنهار از این خواب گران

💡 ای سبک مغز این گران خوابی بس است در ره آمال بی‌تابی بس است

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز