پرده سرا. [ پ َ دَ س َ ] ( اِ مرکب ) پرده سرای. سراپرده. خانه موقت از خیمه و چادر:
بر در پرده سرای خسرو پیروزبخت
از پی داغ آتشی افروخته خورشیدوار.فرخی. || کنایه از آسمان:
ای هفت مدبر که برین پرده سرائید
تا چند چو رفتید دگر باره بیائید.ناصرخسرو. || حَرَم. || مطرب. ( غیاث اللغات بنقل بهار عجم ). و در تتمه برهان قاطع ( به کسر سین ) سازنده. خواننده. مغنی:
مطرب گردون شها پرده سرای تو باد
تشت زر آفتاب فرش سرای تو باد.سلمان.و رجوع به پرده سرای شود.
سراپرده، خیمه، چادر: بر در پرده سرای خسرو پیروزبخت / از پی داغ آتشی افروخته خورشیدوار (فرخی: ۱۷۶ ).
( اسم ) ۱- خان. موقت از خیمه و چادر سرا پرده. ۲- اندرون خانه حرم حرمسرا پرده سرا شبستان. ۳- نغمهسرای نغمه خوان مطرب. ۴- آسمان.
💡 بسرا مطرب عشاق که مستان از ما دمبدم زمزمه ی پرده سرا می خواهند
💡 ز پرده سرا نیز بیرون چمید به دنبال آن بانوان می دوید
💡 خوشا بفصل بهاران فتاده وقت صبوح نوای پرده سرا در هوای پرده سرای
💡 کنونکه پرده سرا زهره است و ساقی ماه شراب چشمه خورشید و آسمان شیشه
💡 باید که بر آید چو برآید نفس صبح از پرده سرا زمزمه ی پرده سرایان
💡 آن لحظه که سر مست من بی سر و پای زان پرده سرا برون شدم پرده سرای