پرتوان

لغت نامه دهخدا

پرتوان. [ پ ُ ت َ ]( ص مرکب ) پرنیرو. پُرتاب. پرطاقت. پُرتاب و طاقت.

فرهنگ عمید

۱. پرطاقت، پرنیرو.
۲. سخت، شدید.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر نیرو پرتاب پرطاقت.

جمله سازی با پرتوان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پارلمان چهاردهم قرار بود در ۱۶ ژوئیه ۲۰۲۳ منقضی شود، پنج سال پس از اولین جلسه پارلمان چهاردهم مالزی در ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۸ منقضی شد. با این حال، یانگ دی پرتوان آگونگ، السلطان عبدالله به درخواست نخست‌وزیر فعلی، اسماعیل صبری یعقوب، در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۲ قوه مقننه را منحل کرد. طبق قانون اساسی، انتخابات باید ظرف ۶۰ روز پس از انحلال برگزار خواهد شد و ۹ دسامبر ۲۰۲۲ آخرین روز ممکن رای‌گیری می‌باشد.

💡 گفتم: معذورم دار. گفت: از وصفش ناگزیری. گفتم: اکنون که ناگزیرم، بخدا سوگند علی چون دریائی بیکران و پرتوان بود، سخن که میگفت قاطع و حکم که میراند عادل بود. سرچشمه های دانش و حکمت از اطرافش جاری بود.

💡 تن او نغز و پرتوان گردد روحش اندر بدان روان گردد

💡 حسن بن سلیمان بغرا خان (به ترکی میانه: بغرا خان) فرمانروای پرتوان بخش باختري قراخانیان بود که اسماً زير چيرگی علی ارسلان خان فرمان می‌راند، ولی عملاً مستقل بود. او نوه ستوک بغرا خان از طریق پسر دومش سلیمان خان بود. او پس از اندکی، پیش از سال ۹۹۰، وارث سرزمين پدرش در باختر شد و پايه‌گذار شاخه حسنی خاندان قراخانی شد.

💡 هم عصران نسخ‌نویس وی نیز میرزا غلام‌علی اصفهانی خوشنویس پرتوان عهد قاجاریه و آقا هاشم و محمد حسن نسخ نویس بوده‌اند.

💡 به باور سنتی، اژدهاهای چینی نیروهای خوش‌شگون و پرتوان را نمادینه می‌کنند که از آن میان می‌توان کنترل بر آب، بارش باران، توفان و سیل را نام برد. اژدها هم چنین نمادی از نیرو، توان و بخت نیک برای مردمی است که سزامند آن هستند. با این نگاه بود که امپراتور چین اژدها را به عنوان نمادی از نیرومندی و پایداری خود به کار می‌گرفت.