پر گره

لغت نامه دهخدا

پرگره. [ پ ُ گ ِ رِه ْ ] ( ص مرکب ) پرعُقَد. پرشکنج. پرچین:
سیاوش ز گفت گروی زره
بُرو پر ز چین کرد و رخ پرگره.فردوسی.

فرهنگ عمید

۱. دارای گرهِ بسیار.
۲. پرچین وشکن.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پر چین پر شکنج.

جمله سازی با پر گره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتشی در زن بهر دو تا به کی پر گره باشی از این هر دو چو نی

💡 زلف تو از مشک و مشک پر گره و بند لب ز عقیق و عقیق پر شکر و قند

💡 می خوریم از سر آزادی و دانیم که می خوش کند حالت هر دل که ز غم پر گره است

💡 بلبلان گرد شکوفهٔ پر گره که از آنچ می‌خوری ما را بده

💡 رشته ها را همچو تار سحر کرده پر گره هر دم از افسون یکی بسته یکی واساخته

💡 مباش پر گره و پیچ پیچ چون رشته مباش سر سبک و تنگ چشم چون سوزن

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز