پدر بر پدر
لغت نامه دهخدا
پدر بر پدر. [ پ ِ دَ ب َ پ ِ دَ ] ( ق مرکب ) اباً عن جدّ:
چو بر خسروی تخت بنشست شاد
کلاه بزرگی بسر برنهاد
چنین گفت کز دور چرخ روان
منم پاک فرزند نوشیروان
پدر بر پدر پادشاهی مراست
خور و خوشه و برج ماهی مراست.فردوسی.پدر بر پدر پهلوان بوده ام
نگهدار تاج کیان بوده ام.فردوسی.پدر بر پدر بر نیای منند
بدین و خرد رهنمای منند.فردوسی.
فرهنگ فارسی
جداندرجد اباعن جد: ( پدر بر پدر پهلوان بوده ام نگهدار تاج کیان بوده ام. ) ( فردوسی )
جمله سازی با پدر بر پدر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایزد بکف فتح علی شاه نهاد یعنی که پدر بر پدر این ملک گشاد
💡 هم از گوهر سلم دارد نژاد پدر بر پدر نام دارد به یاد
💡 چنین تا به جمشید شاه جهان پدر بر پدر یاد دارم نهان
💡 همیشه به پیش کیان کینهخواه پدر بر پدر نیو و سالار شاه
💡 و یا از پدر بر پدر آمده ست گهروار از کان بدر آمده ست
💡 تو آزاده سروی و گردان گیا پدر بر پدر مه نیا بر نیا