فرهنگ عمید
ملکی که مالک آن معلوم نباشد.
ملکی که مالک آن معلوم نباشد.
زمین ملک یا مستغلی که مالک آن شناخته نیست.
مَجْهول المالک
مالی را گویند که مالک آن شناخته نیست، و گمشده هم نیست (← لُقَطه). درباره این مال، پس از یأس از پیداشدن مالک چند نظر وجود دارد. مشهور فقیهان گفته اند که از سوی مالک، صدقه داده می شود. برخی صدقه را همراه با ضمان می دانند. یعنی هر وقت مالک برگردد، صدقه دهنده باید در صورت مطالبۀ او، خسارت وی را جبران کند. برخی از فقیهان نیز حکم به رد این اموال به حاکم کرده اند.
[ویکی شیعه] مجهول المالک، مالی که هویت مالک آن معلوم نیست و رساندن آن مال به صاحب یا وارثانش ممکن نیست. طبق نظر مشهور فقها، تصرف در مال مجهول المالک، به اجازه امام یا حاکم شرع نیاز دارد.
مجهول المالک، مالی است که شخص یا اشخاصی مالک آن هستند اما هویت آنها یا مکانشان معلوم نیست و هیچ راهی برای رساندن آن مال به صاحب یا وارثان وجود ندارد.
طبق نظر مشهور فقها، تصرف در مال مجهول المالک، به اذن امام یا فقیه جامع الشرائط برای فتوا، نیاز دارد. در ماده ۲۸ قانون مدنی ایران (برگرفته از فقه شیعه) آمده است: «اموال مجهول المالک با اذن حاکم یا مأذون از قبل او، به مصارف فقرا می رسد».
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «آنچه در فقه شیعه تحت حمایت ولایت فقیه است، ولایت فقها بر امور حسبیه است؛ یعنی یتیمی هست که ولی او معلوم نیست کیست، فقیه موظف است برای آن یتیم یک ولی قهری تعیین کند. یا اموالی مجهول المالک است، باید آن را در جهت مصارف مردم تصرف، و خرج کند. یا فرض کنید مُردهای بیصاحب مانده، باید ترتیب کفن و دفن او را بدهد. در این حدود است. نه اینکه بر جان و مال و سرنوشت مردم مسلط بشود. چنین توسعهای را حتی ائمه شیعه هم به خودشان نمیدانستند، چه برسد به یک فقیه.»