لغت نامه دهخدا
مجلا. [ م ُ ج َل ْ لا ] ( ع ص ) روشن و هویدا. ( آنندراج ). روشن و هویداشده. ( از منتهی الارب ). ظاهر و هویدا شده. ( ناظم الاطباء ). || صیقل شده و زدوده شده. || پاک کرده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
مجلا. [ م ُ ج َل ْ لا ] ( ع ص ) روشن و هویدا. ( آنندراج ). روشن و هویداشده. ( از منتهی الارب ). ظاهر و هویدا شده. ( ناظم الاطباء ). || صیقل شده و زدوده شده. || پاک کرده شده. ( ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ جانسون ).
۱. محل جلوه و ظهور.
۲. پیش سر، قسمت پیش سر.
روشن و هویدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چرخ با ما دل مصفا گر نباشد گو مباش آینه زنگی مجلا گر نباشد گو مباش
💡 ای حسن ترا عالم و آدم شده مجلا روی تو بذرات جهان کرده تجلی
💡 قد مصراع رنگینی ورق افشان بناگوشی بیاض گردن صافی مجلا نقره خامی