گوش بر

لغت نامه دهخدا

گوش بر. [ ب ُ ] ( نف مرکب ) بُرنده گوش. قاطع گوش. قطعکننده گوش. || کسی که به مکرمال کسی را بگیرد. ( فرهنگ نظام ). که به دسیسه پول از مردم بگیرد به قصد پس ندادن. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به گوش بری و گوش بریدن در ذیل ترکیب های گوش شود.

فرهنگ عمید

کسی که با حیله و نیرنگ چیزی از کسی بگیرد.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - کسی که گوش دیگری را ببرد قطع کنند. گوش. ۲ - کسی که بحیله پول و مال از دیگری گیرد مغبون کننده در معامله: خیال نمیکردم که این قدر مردمان دنده پهن بیکاره و گوش بری باشند.

جمله سازی با گوش بر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نتوان گرفت اگر همه در بزم جنتی نه چشم بر نظاره و نه گوش بر سماع

💡 چه کند گر نکند چاک گریبان از شوق گوش بر زمزمه مرغ خوش الحان دارد

💡 چشم بر رخسارهٔ دل‌دار داشت گوش بر آواز موسیقار داشت

💡 جواب کرد و به نومیدیم صفایی راند ولی هنوز مرا گوش بر جواب دگر

💡 دیده بدیدار و دست در خم زلفی لب به قدح گوش بر ترانه سازی

💡 عشق میدانی است کانجا غیر مردی کار نیست چشم بر کردار باشد گوش بر گفتار نیست

رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز