گوش بریدن

لغت نامه دهخدا

گوش بریدن. [ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) قطع کردن گوش. || قرض کردن به دسیسه به قصد پس ندادن. رجوع به گوش بر و گوش بری شود.

فرهنگ معین

(بُ دَ ) (مص م. ) (عا. ) با حیله و نیرنگ از کسی پول گرفتن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - قطع کردن گوش کسی. ۲ - بحیله پول و مال دیگری را گرفتن مغبون کردن در معامله: پس این دو برادر هم گوش ترا بریده اند ?

ویکی واژه

(عا.)
با حیله و نیرنگ از کسی پول گرفتن.

جمله سازی با گوش بریدن

💡 و نزدیک سپاه سالار رفتیم، پشت بصندوقی بازنهاده‌ و لباس از خزینه ملحم‌ پوشیده، چون مرا دید، گفت: فرمان چیست؟ گفتم: پیغامی داده است سلطان، و بخطّ بو الحسن عبد الجلیل است و من مشرفم تا جواب شنوم. گفت: بیارید. سوری طوماری دیگر بر وی خواندن گرفت، چون بآخر رسید، مرا گفت‌ «بدانستم، این مشتی ژاژ است که بو الحسن و دیگران نبشته‌اند از گوش بریدن‌ در راه و جز آن و بدست بدادن‌. و بچیزی که مراست طمع کرده‌اند تا برداشته آید. کار کار شماست.

اعمال کردن یعنی چه؟
اعمال کردن یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز