کوردی

لغت نامه دهخدا

کوردی. ( اِ ) جامه پشمین را گویند. ( برهان ). جامه پشمین و آن را کوردین نیز گفته اند. ( آنندراج ). کوردین. گوردین. گوردی. ( فرهنگ فارسی معین ). پلاس پشمین. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
گه خیش با کلاله به سر درکشد فسار
وز کوردی کند جل و کون پوش هفت رنگ.سوزنی ( از آنندراج ).و رجوع به مدخل بعدشود.

فرهنگ عمید

= کوردین

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - جام. پشمین: گه خیش با کلاله بسر در کشد فسار وز کوردی کند جل و کون پوش هفت رنگ. ( سوزنی ) ۲ - گلیم

جمله سازی با کوردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مردم چهار قصبه به نامهای، سربندان، جابان، سرخ ده و خسروان، از توابع شهرستان دماوند در شرق استان تهران به زبان کوردی کرمانجی تکلم می‌کنند. مردم این قصبه‌ها از کردان کرمانج هستند که در زمان قاجار از خراسان به این منطقه کوچ داده شدند.

💡 این روستا یکی از قدیمی ترین روستاهای این بخش و منطقه سنجابی است و با داشتن لحجه خاص در آن منطقه،که اکثر مردمان آن منطقه گویش کوردی سورانی دارند،این روستا به زبان کوردی لحجه جافی گویش دارند.

💡 پی مهمانی این جمع محتاج بیار آن تحفه کوردی ز معراج

خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز