لغت نامه دهخدا
چتر سیه. [ چ َ رِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به چتر سیاه شود:
چتر سیه و رایت او سایه فکنده ست
در هندبهر جای که حصنی و حصاری است.فرخی.
چتر سیه. [ چ َ رِ ی َه ْ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) رجوع به چتر سیاه شود:
چتر سیه و رایت او سایه فکنده ست
در هندبهر جای که حصنی و حصاری است.فرخی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدود مشعل ماتم فروغ مهر و مه بستند برای سایه ی شهزادگان چتر سیه بستند
💡 چو ما کرانۀ چتر سیه برافروزیم بر آسمان کبود از میان دریا بار
💡 بر سرت چتر سیه بختی خود بس، چه ضرور به پر و بال هما روح تو پرواز کند؟!
💡 ابروان چتر سیه بر سرشان مانع از آفت تیغ خورشان
💡 چو میغ گوشۀ چتر سیه برافرازد بآسمان کبود از میان دریا بار