لغت نامه دهخدا
پای ستور. [ ی ِ س ُ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قوائم حیوان:
نه مطرب که آواز پای ستور
سماع است گر عشق داری و شور.
|| نام سازیست و آن کمینه ترین سازها باشد. ( برهان ) ( جهانگیری ).
پای ستور. [ ی ِ س ُ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) قوائم حیوان:
نه مطرب که آواز پای ستور
سماع است گر عشق داری و شور.
|| نام سازیست و آن کمینه ترین سازها باشد. ( برهان ) ( جهانگیری ).
( اسم ) هر یک از قوایم چارپایان. ۲- نام سازیست و آن کمینه ترین سازها باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه مطرب که آواز پای ستور سماع است اگر عشق داری و شور
💡 سر مرد در زیر پای ستور ز بس کشته نایافته جای گور
💡 بسا کشورا کان به پای ستور بکوبند و گردد به جوی آب شور
💡 به خاک پای ستور تو ماه مشتاق است به آب دست تو بر عاشق است و مُفتَتَنَ است
💡 چه مایه فتاده به پای ستور کفن جوشن و سینهٔ شیر گور
💡 دو پای ستور دلاور گرفت کشید و نگون شد زواره شگفت