قوایم

لغت نامه دهخدا

قوایم. [ ق َ ی ِ ] ( ع اِ ) قوائم. ( منتهی الارب ). رجوع به قوائم شود.

فرهنگ عمید

= قائمه

فرهنگ فارسی

جمع قائمه

جمله سازی با قوایم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیم و حسرت، دگر این باره چنان آزردم که بپاشید قوایم ز هم و پژمردم

💡 زانکه از قوّت قوایم او بهر جاوید نفس سایم او

💡 قوی قوایم او خاک را بتوفاند چنانکه باد به‌گرداب لجه طوفان را

💡 راسخ بتو عقل را قوایم محکم بتو شرع را قواعد

💡 نگارش چهارم: در وصف حال و شرح خصال قوایم عرض خلافت و دعایم قصر جلالت.

کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز