وا کرده

لغت نامه دهخدا

واکرده. [ ک َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) بازکرده. ( آنندراج ). گشوده. گشاده:
هم بر ورق گذشته گیرش
واکرده و درنوشته گیرش.نظامی.صائب بجز از جبهه واکرده تقدیر
مانع نشود هیچ سپر تیر قضا را.صائب ( آنندراج ).|| دست خورده. مقابل سربسته. جعبه یا بسته ای که در آن را گشوده باشند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) - باز کرده گشوده: (( هم بر ورق گذشته گیرش وا کرده و در نوشته گیرش. ) ( نظامی ) ۲ - سرپوش برداشته. ۳ - گسترده ( فرش و جز آن ). ۴ - جدا کرده. ۵ - فارغ کرده. ۶ - چیده. ۷ - بریده. ۸ - دست خورده مقابل سر بسته.
باز کرده. یا دست خورده

جمله سازی با وا کرده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جبهه وا کرده طوطی را به گفتار آورد شد فراموشم سخن، آیینه سیمایی کجاست؟

💡 حاجبانت در به روی سایلان وا کرده اند هیچ کس از پاسبانانت نباشد دادخواه

💡 بغل وا کرده می‌تازد به استقبال مرگ خود دل هرکس به مرگ دیگری خشنود می‌گردد

💡 چون صدف تبخاله ای هر گوشه لب وا کرده است از لب من گریه آتش عنان چون بگذرد؟

💡 صبا چون حلقه در چشم در راه تو وا کرده منه از محفل خود زینهار ای شمع پا بیرون

💡 نظر در دامن دریای خم وا کرده ام صائب کی از دست سبو چشم نوازش ساغرم دارد؟

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
دین یهودیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز