هواء

لغت نامه دهخدا

هواء. [ هََ ] ( ع اِ ) میان آسمان و زمین. ج، اهویة. || ( ص ) خالی هرچه باشد. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). || بددل. ( منتهی الارب ). ترسو. که دلش از جرأت تهی است. ( اقرب الموارد ). || ( اِمص ) میل و رغبت و طرفداری: چون منتصر بدان حدود رسید به هواء دولت او برخاست. ( ترجمه تاریخ یمینی ).

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی هَوَاءٌ: خالی (مراد از هوا فضائی است که از هر چیز خالی باشد، همچنانکه در جمله افئدتهم هواء: دلهایشان خالی است به این معنا آمده)
ریشه کلمه:
هوی (۳۸ بار)

جمله سازی با هواء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و روی عن ابن عباس انّه قال: العذاب الذی من فوقهم امراء السوء، و الّذی من تحتهم عبید السوء «أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ» الا هواء المختلفة.

💡 میگوید: از لطف الهی و کرم بی‌نهایت گوش دارید، که شما را بر نفس امّاره نصرت دهد تا آن را مقهور کنید، و راه شهوت و هواء باطل بوی فرو بندید. مصطبه نفس خراب دارید، و کعبه دل آبادان نفس اسیر گردد، و دل بر جوارح امیر شود. نفس در خود بمیرد و دل بحق زنده شود. دشمن برود و دوست بنازد. هرگز که دید که آشنا با بیگانه بسازد؟ این چنان است که گویند: و اللَّه معطی المسئولات:

💡 نقلست که اور اگفتند که فلان کس بر سر آب می‌رود گفت: آنرا که خدای توفیق دهد که مخالفت هواء خودکند بزرگتر از آن بود که در هوا پرد و بر آب رود.