هم نسب

لغت نامه دهخدا

هم نسب. [ هََ ن َ س َ ] ( ص مرکب ) وابسته. آنکه نسبت خانوادگی با انسان دارد:
جمله گشتستند بیزار و نفور از صحبتم
همزبان و همنشین و همزمین و هم نسب.ناصرخسرو.

فرهنگ عمید

دو تن که از یک اصل و نژاد باشند.

فرهنگ فارسی

وابسته آنکه نسبت خانوادگی با انسان دارد

جمله سازی با هم نسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خرد بتجربه خویشی بدوستی با هم نسب بفخر حسب سروری بزر پاشی

💡 پرورش در دامن آب و هوای خلد یافت هم حسب دارد بهار و هم نسب دارد بهار

💡 خسرو آرشی نسب، مفخر آل جم کز او هست جلال و مرتبت، هم نسب و هم آل را

💡 خسروان را گر نسب نیکوترین چیزی بود هم نسب دارد ملک زاده بملک و هم حسب

💡 پیرایه مردان خدا حیدر کرار آن هم نسب و هم نفس احمد مختار

💡 پیش که پیش صدر عجم سید عرب کس زین دو اصل هم نسب و هم حسب رسید

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز