هم طویله

لغت نامه دهخدا

هم طویله. [ هََ طَ ل َ / ل ِ ] ( ص مرکب ) دو چهارپا که آنها را در یک آخور یا استبل بندند: دو خر را که هم طویله کنند، هم بو نشوند هم خو میشوند. || هم رشته، چه طویله به معنی سمط و رشته بود. || قرین. مقارن: اگر با متانت قلم مهابت شمشیر هم طویله نباشد... ( سندبادنامه ).
تا دری یافت هم طویله آن
شبچراغی هم از طویله آن.نظامی.بود از صدف دگر قبیله
ناسفته دریش هم طویله.نظامی.پارسا را بس اینقدر زندان
که بود هم طویله رندان.سعدی. || همانند. نظیر. شبیه:
در کون هم طویله خاقانیند لیک
از نقش و فطرتند، ز نفس و فطن نیند.خاقانی.سیر ارچه هم طویله سوسن بود به رنگ
غماز رنگ او بود آن بوی گند او.خاقانی.خاقانیا هوان و هوا هم طویله اند
تا نشکنند قدر تو، بشکن هوای نان.خاقانی.

فرهنگ عمید

چارپایانی که با هم در یک اسطبل باشند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- دو یا چند ستور که دارای یک اسطبل و یک آخور باشند. ۲ - یار رفیق.

جمله سازی با هم طویله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا دری یافت هم طویله آن شبچراغی هم از قبیله آن

💡 هم قبله و هم قبیله ی من هم گوهر و هم طویله ی من

💡 هم لوح و هم طویله و ارواح مرده را اجسام دیو و چهرهٔ آدم نقابشان

💡 بمردمی که بود هم طویله عنقا بمحرمی که بود هم قبیله اسرار

💡 آن آب هم طویله آتش به من رسان باشم که یک زمان زنی آبی بر آتشم

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
اصالت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز