ناهق

لغت نامه دهخدا

ناهق. [ هَِ ] ( ع اِ ) جای برآمدن نهاق از گلوی خر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ). مخرج نهاق از حلق حمار. مخرج آواز حمار. ج، نواهق. || حمار. ( معجم متن اللغة ). خر. ( فرهنگ خطی ). خر نر. ( غیاث اللغات از منتخب و صراح ). || تندی در رخسار اسب و خر و جز آن که مجرای اشک در آن است. ( ناظم الاطباء ). ج، نواهق. رجوع به ناهقان شود. || ( ص ) آواز حمار برکشنده. ( فرهنگ نظام ) ( آنندراج ). نهق الحمار؛ صوت کشهق، فهو ناهق. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). آنکه نهیق آرد. عرعرکننده.

فرهنگ عمید

۱. بانگ دهنده مانند خر.
۲. خر بانگ کننده.
۳. (اسم ) جای برآمدن بانگ از گلوی خر.

فرهنگ فارسی

جای بر آمدن نهاق از گلوی خر حمار.

جمله سازی با ناهق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ناطق و ناهق به صدق علوی و سفلی به ذوق جمله به تسبیح تو قایل ربّ العلا

💡 نه پای هیچ تفکر جهد بر این ناهق نه دست هیچ عبارت رسد در این اسلوب

فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز