لغت نامه دهخدا
نارانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقبول. غیرمردود. که رانده و مطرود و مردود نیست. || نرانده. مقابل رانده. رجوع به رانده و راندن شود.
نارانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقبول. غیرمردود. که رانده و مطرود و مردود نیست. || نرانده. مقابل رانده. رجوع به رانده و راندن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز صد گام نارفته یک گام را ز صد کام نارانده یک کام را
💡 گذشت از خون من نارانده شمشیر چه حکمت بود پیش از آشتی جنگ